خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عراقی بیانگر درد و رنج عاشقی است که از جور و ستم معشوق خود به ستوه آمده است. شاعر از بیدلی، خستگی، و والهگی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که اگر قرار است چنین رنجی را تحمل کند، جانش را نیز بگیرد. او از معشوق میخواهد که یا به او توجه کند و تیمارش دهد، یا اگر نمیخواهد، جهانی را به خاطر او آزرده سازد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۳۱ - بیدلی را بی سبب آزرده گیر
بیدلی را بی سبب آزرده گیر
خاکساری را به خاک اسپرده گیر ۱
خستهای از جور عشقت کشته دان
والهای از عشق رویت مرده گیر ۲
گر چنین خواهی کشیدن تیغ غم
جانم اندر تن چون خون افسرده گیر ۳
چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟
بیدلی از غم به جان آزرده گیر ۴
بردهای، هوش دلم، اکنون مرا
نیم جانی مانده وین هم برده گیر ۵
گر بخواهی کرد تیمار دلم
از غم و تیمار جانم خرده گیر ۶
ور عراقی را تو ننوازی کنون
عالمی از بهر او آزرده گیر ۷
خاکساری را به خاک اسپرده گیر ۱
خستهای از جور عشقت کشته دان
والهای از عشق رویت مرده گیر ۲
گر چنین خواهی کشیدن تیغ غم
جانم اندر تن چون خون افسرده گیر ۳
چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟
بیدلی از غم به جان آزرده گیر ۴
بردهای، هوش دلم، اکنون مرا
نیم جانی مانده وین هم برده گیر ۵
گر بخواهی کرد تیمار دلم
از غم و تیمار جانم خرده گیر ۶
ور عراقی را تو ننوازی کنون
عالمی از بهر او آزرده گیر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - ای مطرب درد، پرده بنواز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.