خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عراقی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زلف، نرگس مخمور، و جام می لعل معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که چگونه یک جرعه از بادهٔ عشق معشوق، توبههایش را میشکند. او خود را پرستشکنندهٔ خورشید روی معشوق میداند و اعلام میکند که جانش را نیز به پای معشوق میگذارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک و استعارههای رایج در آن دارد.
غزل ۱۲۰ - دل در گره زلف تو بستیم دگربار
دل در گره زلف تو بستیم دگربار
در دام سر زلف تو شستیم دگربار ۱
از نرگس مخمور تو مخمور بماندیم
وز جام می لعل تو مستیم دگربار ۲
از بادهٔ عشق تو یکی جرعه چشیدیم
صد توبه به یک جرعه شکستیم دگربار ۳
ما قبلهٔ خود روی چو خورشید تو کردیم
هیهات! که خورشید پرستیم دگربار ۴
دل در گره زلف تو بستیم و برآنیم
جویای سر زلف چو شستیم دگربار ۵
کان جان که نسیم سر زلف تو به ما داد
هم با سر زلف تو فرستیم دگربار ۶
از پیشگه وصل چو برخاست عراقی
با تو دمکی خوش بنشستیم دگربار ۷
در دام سر زلف تو شستیم دگربار ۱
از نرگس مخمور تو مخمور بماندیم
وز جام می لعل تو مستیم دگربار ۲
از بادهٔ عشق تو یکی جرعه چشیدیم
صد توبه به یک جرعه شکستیم دگربار ۳
ما قبلهٔ خود روی چو خورشید تو کردیم
هیهات! که خورشید پرستیم دگربار ۴
دل در گره زلف تو بستیم و برآنیم
جویای سر زلف چو شستیم دگربار ۵
کان جان که نسیم سر زلف تو به ما داد
هم با سر زلف تو فرستیم دگربار ۶
از پیشگه وصل چو برخاست عراقی
با تو دمکی خوش بنشستیم دگربار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.