خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از از دست دادن تمام چیزهای ارزشمند زندگی خود، از جمله زمان، عشق، و آرامش، شکایت میکند. او احساس میکند که هر آنچه دارد در حال ناپدید شدن است و هیچ کنترلی بر این روند ندارد. این شعر بیانگر احساسات عمیق ناامیدی و اندوه است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی درباره از دست دادن و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربه زندگی برای درک کامل دارد.
غزل ۱۰۸ - وه! که کارم ز دست میبرود
وه! که کارم ز دست میبرود
روزگارم ز دست میبرود ۱
خود ندارم من از جهان چیزی
وآنچه دارم ز دست میبرود ۲
یک دمی دارم از جهان و آن نیز
چون برآرم ز دست میبرود ۳
بر زمانه چه دل نهم؟ که روان
همچو یارم ز دست میبرود ۴
در خزان ار دلی به دست آرم
در بهارم ز دست میبرود ۵
از پی صید دل چه دام نهم؟
که شکارم ز دست میبرود ۶
چه کنم پیش یار جان افشان؟
که نثارم ز دست میبرود ۷
نیست جز آب دیده در دستم
زان نگارم ز دست میبرود ۸
طالعم بین که: در چنین غمها
غمگسارم ز دست میبرود ۹
بخت بنگر که: پای بر دم مار
یار غارم ز دست میبرود ۱۰
دستگیرا، نظر به کارم کن
بین که کارم ز دست میبرود ۱۱
روزگارم ز دست میبرود ۱
خود ندارم من از جهان چیزی
وآنچه دارم ز دست میبرود ۲
یک دمی دارم از جهان و آن نیز
چون برآرم ز دست میبرود ۳
بر زمانه چه دل نهم؟ که روان
همچو یارم ز دست میبرود ۴
در خزان ار دلی به دست آرم
در بهارم ز دست میبرود ۵
از پی صید دل چه دام نهم؟
که شکارم ز دست میبرود ۶
چه کنم پیش یار جان افشان؟
که نثارم ز دست میبرود ۷
نیست جز آب دیده در دستم
زان نگارم ز دست میبرود ۸
طالعم بین که: در چنین غمها
غمگسارم ز دست میبرود ۹
بخت بنگر که: پای بر دم مار
یار غارم ز دست میبرود ۱۰
دستگیرا، نظر به کارم کن
بین که کارم ز دست میبرود ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷ - ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹ - اندرین ره هر که او یکتا شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.