خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عراقی بیانگر درد و رنج هجران و دوری از یار است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از غم و اندوه ناشی از این جدایی می‌نالد و درمان درد خود را تنها در دیدار یار می‌داند. او از بی‌قراری و سرگردانی دلش سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که هر کس مانند او از یار دور بماند، دچار غم و اندوه شدید خواهد شد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۶ - تا کی از ما یار ما پنهان بود؟

تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
چشم ما تا کی چنین گریان بود؟ ۱

تا کی از وصلش نصیب بخت ما
محنت و درد دل و هجران بود؟ ۲

این چنین کز یار دور افتاده‌ام
گر بگرید دیده، جای آن بود ۳

چون دل ما خون شد از هجران او
چشم ما شاید که خون افشان بود ۴

از فراقش دل ز جان آمد به جان
خود گرانی یار مرگ جان بود ۵

بر امیدی زنده‌ام، ورنه که را
طاقت آن هجر بی‌پایان بود؟ ۶

پیچ بر پیچ است بی او کار ما
کار ما تا کی چنین پیچان بود؟ ۷

محنت آباد دل پر درد ما
تا کی از هجران او ویران بود؟ ۸

درد ما را نیست درمان در جهان
درد ما را روی او درمان بود ۹

چون دل ما از سر جان برنخاست
لاجرم پیوسته سرگردان بود ۱۰

چون عراقی هر که دور از یار ماند
چشم او گریان، دلش بریان بود ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - هر که در بند زلف یار بود
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.