خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عراقی، بیانگر درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از بیقراری و بیتابی در فراق میگوید و عشق را تنها دارایی واقعی میداند. او از دیگران میپرسد که چه کسی میتواند این درد بیدرمان را تحمل کند و در نهایت، نشانههای عشق را در اشکهای خونین جویا میشود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر، برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
غزل ۶۷ - نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
دل شاد و لب خندان که دارد؟ ۱
به امید وصالت میدهم جان
وگرنه طاقت هجران که دارد؟ ۲
غم ار ندهد جگر بر خوان وصلت
دل درویش را مهمان که دارد؟ ۳
نیاید جز خیالت در دل من
بجز یوسف سر زندان که دارد؟ ۴
مرا با تو خوش آید خلد، ورنه
غم حور و سر رضوان که دارد؟ ۵
همه کس می کند دعوی عشقت
ولی با درد بی درمان که دارد ؟ ۶
غمت هر لحظه جانی خواهد از من
چه انصاف است؟ چندین جان که دارد؟ ۷
مرا گویند: فردا روز وصل است
وگر طاقت هجران که دارد؟ ۸
نشان عشق میجویی، عراقی
ببین تا چشم خون افشان که دارد؟ ۹
دل شاد و لب خندان که دارد؟ ۱
به امید وصالت میدهم جان
وگرنه طاقت هجران که دارد؟ ۲
غم ار ندهد جگر بر خوان وصلت
دل درویش را مهمان که دارد؟ ۳
نیاید جز خیالت در دل من
بجز یوسف سر زندان که دارد؟ ۴
مرا با تو خوش آید خلد، ورنه
غم حور و سر رضوان که دارد؟ ۵
همه کس می کند دعوی عشقت
ولی با درد بی درمان که دارد ؟ ۶
غمت هر لحظه جانی خواهد از من
چه انصاف است؟ چندین جان که دارد؟ ۷
مرا گویند: فردا روز وصل است
وگر طاقت هجران که دارد؟ ۸
نشان عشق میجویی، عراقی
ببین تا چشم خون افشان که دارد؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - راحت سر مردمی ندارد
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.