خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بی‌توجهی معشوق رنج می‌برد. شاعر با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند شطرنج و شبیخون، احساسات خود را توصیف می‌کند و از ناکامی در عشق می‌نالد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونریزت' و 'شبیخون' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۱ - بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتد

بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتد
آری چه توان کردن؟ با مات نمی‌افتد ۱

گیرم که نمی‌افتد با وصل منت رایی
با جور و جفا، باری، هم‌رات نمی‌افتد؟ ۲

می‌افتدت این یک دم کیی براین پر غم
شادم کنی و خرم، هان یات نمی‌افتد؟ ۳

هر بیدل و شیدایی افتاده به سودایی
وندر دل من الا سودات نمی‌افتد ۴

با عشق تو می‌بازم شطرنج وفا، لیکن
از بخت بدم، باری، جز مات نمی‌افتد ۵

از غمزهٔ خونریزت هرجای شبیخون است
شب نیست که این بازی صد جات نمی‌افتد ۶

افتاده دو صد شیون از جور تو هرجایی
این جور و جفا با من تنهات نمی‌افتد ۷

بیچاره عراقی، هان! دم درکش و خون می‌خور
چون هیچ دمی با او گیرات نمی‌افتد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰ - هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - با شمع روی خوبان پروانه‌ای چه سنجد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.