هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از یار محبوبش میگوید. او از بیتوجهی یارش شکایت دارد و احساس میکند که یارش با وجود نزدیکی در دلش، از او دوری میگزیند. شاعر از روزگار گله میکند که او را برای فراق آفریده است و آرزو میکند که ای کاش به دنیا نمیآمد تا این همه رنج را تجربه نکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی، همراه با درد فراق و ناامیدی، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد و احساسات سنگینی را منتقل میکند که更适合 مخاطبان با بلوغ عاطفی بالاتر.
غزل ۳ - این حادثه بین که زاد ما را
این حادثه بین که زاد ما را
وین واقعه کاوفتاد ما را ۱
آن یار، که در میان جان است
بر گوشهٔ دل نهاد ما را ۲
در خانهٔ ما نمینهد پای
از دست مگر بداد ما را؟ ۳
روزی به سلام یا پیامی
آن یار نکرد یاد ما را ۴
دانست که در غمیم بی او
از لطف نکرد شاد ما را ۵
بر ما در لطف خود فرو بست
وز هجر دری گشاد ما را ۶
خود مادر روزگار گویی
کز بهر فراق زاد ما را ۷
ای کاش نزادی، ای عراقی
کز توست همه فساد ما را ۸
وین واقعه کاوفتاد ما را ۱
آن یار، که در میان جان است
بر گوشهٔ دل نهاد ما را ۲
در خانهٔ ما نمینهد پای
از دست مگر بداد ما را؟ ۳
روزی به سلام یا پیامی
آن یار نکرد یاد ما را ۴
دانست که در غمیم بی او
از لطف نکرد شاد ما را ۵
بر ما در لطف خود فرو بست
وز هجر دری گشاد ما را ۶
خود مادر روزگار گویی
کز بهر فراق زاد ما را ۷
ای کاش نزادی، ای عراقی
کز توست همه فساد ما را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۷۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
گوهر بعدی:غزل ۴ - کشیدم رنج بسیاری دریغا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.