خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق میگوید. او با باد (صبا) سخن میگوید و از آن میخواهد پیغامش را به معشوق برساند. شاعر از سوختن در آتش عشق و بیقراری میگوید و مرگ را به زندگی بدون معشوق ترجیح میدهد.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱ - هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما ۱
باد میپیمایم و بر باد عمری میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟ ۲
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا ۳
آتش دل چون نمیگردد به آب دیده کم
میدمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا ۴
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا ۵
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوش تر بسی کز روی تو گردم جدا ۶
خود ندارد بیرخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا ۷
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما ۱
باد میپیمایم و بر باد عمری میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟ ۲
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا ۳
آتش دل چون نمیگردد به آب دیده کم
میدمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا ۴
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا ۵
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوش تر بسی کز روی تو گردم جدا ۶
خود ندارد بیرخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:غزل ۲ - ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.