خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج عاشقان، بیاعتنایی به دنیا و قدرت، و ستایش معشوق میپردازد. شاعر از زبان عاشقی دلسوخته سخن میگوید که حاضر نیست حتی ملک کسری را به جای مهر معشوق بپذیرد و عشق را بر همه چیز ترجیح میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۷۷۱ - کیست که گوید ببارگاه سلاطین
کیست که گوید ببارگاه سلاطین
حال گدایان دلشکستهٔ مسکین
سوختهئی کو که خون ز دیده ببارد
از سر سوزم چو شمع بر سر بالین
در گذر ای باغبان که بلبل سرمست
باز نیاید به غلغل تو ز نسرین
با رخ بستان فروز ویس گلندام
کس نبرد نام گل بمجلس رامین
کی برود گر هزار سال برآید
از سرفرهاد شور شکر شیرین
عاشق صادق کسی بود که نخواهد
ملکت کسری بجای مهر نگارین
شمسهٔ چین نیست در تصور اورنگ
جز رخ گلچهر ماهروی خورآئین
مرغ دل از زلف دلبران نبرد جان
کبک نیابد امان ز چنگل شاهین
منکر خواجو مشو که اهل نظر را
روی بتان قبله است و کیش مغان دین
حال گدایان دلشکستهٔ مسکین
سوختهئی کو که خون ز دیده ببارد
از سر سوزم چو شمع بر سر بالین
در گذر ای باغبان که بلبل سرمست
باز نیاید به غلغل تو ز نسرین
با رخ بستان فروز ویس گلندام
کس نبرد نام گل بمجلس رامین
کی برود گر هزار سال برآید
از سرفرهاد شور شکر شیرین
عاشق صادق کسی بود که نخواهد
ملکت کسری بجای مهر نگارین
شمسهٔ چین نیست در تصور اورنگ
جز رخ گلچهر ماهروی خورآئین
مرغ دل از زلف دلبران نبرد جان
کبک نیابد امان ز چنگل شاهین
منکر خواجو مشو که اهل نظر را
روی بتان قبله است و کیش مغان دین
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۰ - آن لب شیرین همچون جان شیرین
گوهر بعدی:غزل ۷۷۲ - هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.