این شعر عرفانی از خواجوی کرمانی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق الهی، میخوارگی عرفانی، رهایی از تعلقات دنیوی، و ستایش پیر و مرشد میپردازد. شاعر با اشاره به بادهی حیاتبخش، ساقی حورعین، و دارالسلام، حالتی از وجد و شور عرفانی را به تصویر میکشد و بر ضرورت پختگی و رسیدن به حقیقت تأکید میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیدهای مانند میخوارگی عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشند.
غزل ۶۲۶ - هردم آرد باد صبح از روضهٔ رضوان پیام
کاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العظام
ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست
خاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام
پختگان را خام و خامان را شراب پخته ده
حیف باشد خون رز در جوش و ما زینگونه خام
بر سر کوی خرابان از خرابی چاره نیست
نام نیکو پیش بدنامان بود ننگی تمام
گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمی
زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل فام
کام دل خواهی برو گردن بناکامی بنه
در دهان شیر میباید شدن بر بوی کام
عار باشد نزد عارف هر که فخر آرد بزهد
ننگ باشد پیش عاشق هر که یاد آرد ز نام
آنکه در خلوتگه خاصش مجال عام نیست
لطف او عامست و عشق او نصیب خاص و عام
باد بر خاک عراق از دیدهٔ خواجو درود
باد بر دارالسلام از آدم خاکی سلام
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.