خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر جدایی از تعلقات دنیوی و روی آوردن به عشق و معنویت تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد دل از دنیا برگیرد، به عقل پیر پشت پا بزند، و به عشق و جوانی روی آورد. همچنین، از مفاهیمی مانند فداکاری، رهایی از وعدههای دنیوی، و تسلیم در برابر عشق الهی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'ترک جان' و 'قربان شدن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۱۳ - برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
و آرام دل ز جان طلب و ترک جان بگیر
چون ما بترک گلشن و بستان گرفتهایم
گو باغبان بیا ودر بوستان بگیر
پیر مغان گرت بخرابات ره دهد
قربان او ز جان شو و کیش مغان بگیر
از عقل پیر درگذر و جام می بخواه
وانگه بیا و دامن بخت جوان بگیر
اکنون که در چمن گل سوری عروس گشت
از دست گلرخان می چون ارغوان بگیر
گر وعدهات بملکت نوشیروان دهند
بگذر ز وعده و می نوشین روان بگیر
یا چون میان یار ز هستی کنار کن
یا ترک آن پریرخ لاغر میان بگیر
ای ساربان چو طاقت ره رفتنم نماند
چون اشک من بیا و ره کاروان بگیر
خواجو اگر چنانکه جهانگیریت هواست
برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
و آرام دل ز جان طلب و ترک جان بگیر
چون ما بترک گلشن و بستان گرفتهایم
گو باغبان بیا ودر بوستان بگیر
پیر مغان گرت بخرابات ره دهد
قربان او ز جان شو و کیش مغان بگیر
از عقل پیر درگذر و جام می بخواه
وانگه بیا و دامن بخت جوان بگیر
اکنون که در چمن گل سوری عروس گشت
از دست گلرخان می چون ارغوان بگیر
گر وعدهات بملکت نوشیروان دهند
بگذر ز وعده و می نوشین روان بگیر
یا چون میان یار ز هستی کنار کن
یا ترک آن پریرخ لاغر میان بگیر
ای ساربان چو طاقت ره رفتنم نماند
چون اشک من بیا و ره کاروان بگیر
خواجو اگر چنانکه جهانگیریت هواست
برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۲ - فتادهام من دیوانه در غم تو اسیر
گوهر بعدی:غزل ۵۱۴ - با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.