خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های معشوق، دل‌تنگی‌ها و اشتیاق خود می‌گوید و از طبیعت و عناصر آن مانند بلبل، نسیم و گل‌ها به عنوان نمادهایی برای بیان احساساتش استفاده می‌کند. شاعر همچنین از بی‌قراری و ناتوانی در ترک عشق سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۷۸ - ز شهریار که آید که حال یار بگوید

ز شهریار که آید که حال یار بگوید
رسد به بنده و رمزی ز شهریار بگوید

بعندلیب نسیمی ز گلستان برساند
بمرغ زار حدیثی ز مرغزار بگوید

هر آنچه گوید از اوصاف دلبران دل رامین
ز حسن ویس گل اندام گلعذار بگوید

بدان قرار که دلبستگی نماید و فصلی
از آن دو زلف پریشان بیقرار بگوید

بگو که پرده‌سرا ساز را بساز درآرد
مگر ترانه‌ئی از قول آن نگار بگوید

کدام ذره که از آفتاب روی بتابد
کدام یار که ترک دیار یار بگوید

چه سود نرگس سرمست را نصیحت بلبل
که هیچ فائده نبود اگر هزار بگوید

کسیکه در دم صبح از خمار جان به لب آرد
کجا به ترک می لعل خوشگوار بگوید

ز نوبهار چه پرسد نشان روی تو خواجو
چرا که باد بود هر چه نوبهار بگوید
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۷ - کیست که با من حدیث یار بگوید
گوهر بعدی:غزل ۴۷۹ - مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.