خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و جان شاعر را توصیف میکند. شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیزی به پای زیبایی و محبت او نمیرسد. همچنین، اشارهای به جنبههای عرفانی و معنوی عشق دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی آن را برای سنین بالاتر مناسب میکند.
غزل ۴۶۷ - صبح چون گلشن جمال تو دید
صبح چون گلشن جمال تو دید
برعروسان بوستان خندید
نام لعلت چو بر زبان راندم
از لبم آب زندگانی بچکید
صبحدم حرز هفت هیکل چرخ
از سر مهر بر رخ تو دمید
مرغ جان در هوات پر میزد
بال زد وز پیت روان بپرید
هر که شد مشتری مهر رخت
خرمن مه به نیم جو نخرید
وانکه چون دیده دید روی ترا
خویشتن را بهیچ روی ندید
سر مکش زانکه از چمن بیرون
سرو تا سرکشید سرنکشید
در رهت خاک راه شد خواجو
لیک بر گرد مرکبت نرسید
برعروسان بوستان خندید
نام لعلت چو بر زبان راندم
از لبم آب زندگانی بچکید
صبحدم حرز هفت هیکل چرخ
از سر مهر بر رخ تو دمید
مرغ جان در هوات پر میزد
بال زد وز پیت روان بپرید
هر که شد مشتری مهر رخت
خرمن مه به نیم جو نخرید
وانکه چون دیده دید روی ترا
خویشتن را بهیچ روی ندید
سر مکش زانکه از چمن بیرون
سرو تا سرکشید سرنکشید
در رهت خاک راه شد خواجو
لیک بر گرد مرکبت نرسید
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۶ - وهم بسی رفت و مکانش ندید
گوهر بعدی:غزل ۴۶۸ - جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.