خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به توصیف شبی عاشقانه با معشوق خود می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوق، مانند لعل لبش، رخسار نورانی، و قد سروآسایش سخن می‌گوید. شب برای شاعر به دلیل حضور معشوق، مانند بهشت و روز روشن است. او از شراب و سماع نیز یاد می‌کند که بر لذت شب افزوده‌اند. شاعر احساس می‌کند که در حضور معشوق، حیات جاودان یافته و همه‌چیز برایش زیبا و معنادار شده است.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌هایی به شراب و می‌نوشی وجود دارد که مناسب سنین پایین‌تر نیست.

مشاهده کامل

غزل ۴۲۷ - شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود

شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
که مجلس با وجود او بهشت جاودانی بود

عقیقش از لطافت در قدح چون عکس می‌افکند
می اندر جام یاقوتی تو گوئی لعل کانی بود

جهان چونروز روشن بود بر چشمم شب تاری
تو گوئی شمع رخسارش چراغ آسمانی بود

ز آه و اشک میگونم شبی تا روز در مجلس
سماع ارغنونی و شراب ارغوانی بود

چو خضرم هر زمان می‌شد حیات جاودان حاصل
که می در ظلمت شب عین آب زندگانی بود

خیال قد سرو آساش چون در چشم من بنشست
مرا بر جویبار دیده سرو بوستانی بود

میانش را نشان هستی اندر نیستی جستم
چودیدم در کنار آنرا نشان از بی نشانی بود

چنان کاندر پریشانی سرافرازی کند زلفش
توانائی چشم ساحرش در ناتوانی بود

چوچشم خواجوی دلخسته گاه گوهر افشانی
همه شب کار لعل آبدارش درفشانی بود
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۶ - دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸ - مرا وقتی نگاری خرگهی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.