خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از فراق یار و ناامیدی از بخت و اقبال می‌نالد. او از درد دوری معشوق و نبود صبر در این فراق سخن می‌گوید و از بازی سرنوشت و از دست رفتن فرصت‌ها شکایت دارد. شعر با تصاویری از طبیعت مانند بلبل و گل، باد و بهار، و می و قدح، غم و اندوه شاعر را به نمایش می‌گذارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۲۲ - مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد

مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
بده صبری درین کارم که کار از دست بیرون شد

نگارین دست من بگرفت و از دست نگارینش
دلم خون گشت و زین دستم نگار از دست بیرون شد

شکنج افعی زلفش که با من مهره می‌بازد
بریزم مهره مهر ار چه ما را ز دست بیرون شد

من آنگه بختیار آیم که یارم بختیار آید
ولی از بخت یاری کو چو یار از دست بیرون شد

صبا گو باد می پیما و سوسن گو زبان می‌کش
که بلبل را ز عشق گل قرار از دست بیرون شد

مگر مرغ سحر خوانرا هم آوازی بدست آید
که چون بادش بصد دستان بهار از دست بیرون شد

می اکنون در قدح ریزم که خواجو می پرست آمد
گل این ساعت بدست آرم که خار از دست بیرون شد
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - تا چین آن دو زلف سمن‌سا پدید شد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.