خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن درباره درد و درمان ناپذیری عشق، ارزش عشق در زندگی، و تفاوت بین فقر و ثروت در تجربه عشق و زندگی صحبت میکند. همچنین اشارهای به پنهان نکردن درد عشق و ایمان واقعی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
غزل ۲۶۰ - درد محبت درمان ندارد
درد محبت درمان ندارد
راه مودت پایان ندارد
از جان شیرین ممکن بود صبر
اما ز جانان امکان ندارد
آنرا که در جان عشقی نباشد
دل بر کن از وی کوجان ندارد
ذوق فقیران خاقان نیابد
عیش گدایان سلطان ندارد
ایدل ز دلبر پنهان چه داری
دردی که جز او درمان ندارد
باید که هر کو بیمار باشد
درد از طبیبان پنهان ندارد
در دین خواجو مؤمن نباشد
هر کو بکفرش ایمان ندارد
راه مودت پایان ندارد
از جان شیرین ممکن بود صبر
اما ز جانان امکان ندارد
آنرا که در جان عشقی نباشد
دل بر کن از وی کوجان ندارد
ذوق فقیران خاقان نیابد
عیش گدایان سلطان ندارد
ایدل ز دلبر پنهان چه داری
دردی که جز او درمان ندارد
باید که هر کو بیمار باشد
درد از طبیبان پنهان ندارد
در دین خواجو مؤمن نباشد
هر کو بکفرش ایمان ندارد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - کسی کو دل بر جانان ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.