خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و تصویری، با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، حالات عاشق و معشوق را توصیف میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند ماه، ستارگان، و گیاهان برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که بنشیند و با او بماند، اما گویا معشوق رفتاری متضاد دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهها برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۶۰ - سحرگه ماه عقرب زلف من مست
سحرگه ماه عقرب زلف من مست
درآمد همچو شمعی شمع در دست
دو پیکر عقربش را زهره در برج
کمانکش جادوش را تیر در شست
شبش مه منزل و ماهش قصب پوش
سهی سروش بلند و سنبلش پست
بلالش خازن فردوس جاوید
هلالش حاجب خورشید پیوست
نقاب عنبری از چهره بگشود
طناب چنبری بر مشتری بست
به فندق ضیمرانرا تاب در داد
بعشوه گوشهٔ بادام بشکست
سرشک از آرزوی خاکبوسش
روان از منظر چشمم برون جست
بلابه گفتمش بنشین که خواجو
زمانی از تو خالی نیست تا هست
فغان از جمع چون بنشست برخاست
چراغ صبح چون برخاست بنشست
درآمد همچو شمعی شمع در دست
دو پیکر عقربش را زهره در برج
کمانکش جادوش را تیر در شست
شبش مه منزل و ماهش قصب پوش
سهی سروش بلند و سنبلش پست
بلالش خازن فردوس جاوید
هلالش حاجب خورشید پیوست
نقاب عنبری از چهره بگشود
طناب چنبری بر مشتری بست
به فندق ضیمرانرا تاب در داد
بعشوه گوشهٔ بادام بشکست
سرشک از آرزوی خاکبوسش
روان از منظر چشمم برون جست
بلابه گفتمش بنشین که خواجو
زمانی از تو خالی نیست تا هست
فغان از جمع چون بنشست برخاست
چراغ صبح چون برخاست بنشست
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.