خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، وفاداری، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی معشوق، درماندگی در برابر درد عشق، و آرزوی وصال می‌نالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در معشوق و ارزش جان‌فزایی عشق دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۹ - پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات

پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
در وفایت جان ببازم تا کجا یابم وفات

دی طبیبم دید و دردم را دوا ننوشت و گفت
خون دل میخور که این ساعت نمی‌یابم دوات

چون روان بی خط برات آورده بودم از چه وجه
خط برون آوردی و گفتی که آوردم برات

در عری شاه ماتم ای پری‌رخ رخ مپوش
کانک رخ بر رخ نهی او را چه غم باشد ز مات

راستی را تا صلای عشق در عالم زدی
قامتت را سجده آرد عرعر از بانک صلوة

چون ترا گویم که لالای توام گوئی که لا
جان ببازم بی سخن چون بت پرستان پیش لات

نغمهٔ عشاق در نوروز خوش باشد ولیک
ایدریغ ارعیش ما را دست میدادی ادات

گرحیا داری برو خواجو ودست از جان بشوی
زانک لعل جان فزایش میبرد آب حیات
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸ - ای که شهد شکربن تو برد آب نبات
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.