هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق، شراب، و حالات عاشقانه و عرفانی می‌پردازد. شاعر از نقاب معشوق، شراب، و حالات مستی سخن می‌گوید و از عشق و رنج‌های آن می‌سراید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۴۸ - برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب

برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
در دم صبح از شب تاریک بنمای آفتاب

عالم از لعل تو پر شورست و لعلت پرشکر
فتنه از چشم تو بیدارست و چشمت مست خواب

هر سؤالی کن ز دریا میکنم در باب موج
دیده میبینم که میگوید یکایک را جواب

هم عفی الله مردم چشمم که با این ضعف دل
می فشاند دمبدم بر چهره زردم گلاب

چون بیاد نرگس مستت روم در زیر خاک
روز محشر سر بر آرم از لحد مست و خراب

هر چه نتوان یافت در ظلمت ز آب زندگی
من همان در تیره شب می‌یابم از جام شراب

هیچکس بر تربت مستان نگرید جز قدح
هیچکس درماتم رندان ننالد جز رباب

پیش ازین کیخسرو ار شبرنگ بر جیحون دواند
اشک ما راند بقطره دم بدم گلگون برآب

هر که آرد شرح آب چشم خواجو در قلم
از سر کلکش بریزد رستهٔ در خوشاب
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - ای کرده ماه را از تیره شب نقاب
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.