این متن دعایی است که در آن شاعر از خداوند میخواهد تا فردی نوآور و خردمند را مورد لطف و حمایت خود قرار دهد. شاعر از خداوند میخواهد که این فرد را از چشم بد و حاسدان حفظ کند، به او موفقیت و شهرت ببخشد، و او را در مسیر سعادت و خوشبختی هدایت کند. همچنین، شاعر از خداوند میخواهد که هرگونه خطا یا سهوی از این فرد را ببخشد و او را به عنوان الگویی برای دیگران قرار دهد.
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و معنوی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر و مفاهیم انتزاعی مانند خرد، سعادت و دعا، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
دعا و ختم کتاب
زادهٔ عقل و دادهٔ دین را ۱
به تراز قبول نوری بخش
خاطرم را ازو سروری بخش ۲
توشهٔ راه هوشمندان کن
قسمت مردم سخندان کن ۳
به رخش تازهدار جانم را
شرمساری مده روانم را ۴
روی او را به چشم بد منمای
به رخش چشم بیهنر مگشای ۵
بر دل اهل ذوق راهش ده
وز قبول نفوس جاهش ده ۶
زو بر انداز پردهٔ پوشش
تا چو گوهر کنند در گوشش ۷
مرسان باد حاسدش به ترنج
همچو گنجش رها مکن در کنج ۸
جام جم را ز عکس او ده شرم
مجلس عاشقان بدو کن گرم ۹
جلوهای ده ز رونق و نورش
خاصه در دستگاه دستورش ۱۰
شهرتش ده به کنیت سامی
مهلش در خمول گمنامی ۱۱
مدهش جز به دست خوشخویان
گوش دارش ز سنگ بدگویان ۱۲
در جهانش به لطف گردان کن
روزی دست شیرمردان کن ۱۳
گر درو سهو یا خطایی هست
تو ببخشای چون عطایی هست ۱۴
ناظران را ازو حیاتی بخش
اوحدی نیز را نجاتی بخش ۱۵
دل او را به ذکر عادت کن
کار او ختم بر سعادت کن ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.