خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن داستان فردی را روایت میکند که با وجود کسب مال و جاه و قرب سلطان، به دلیل نداشتن وفا و حقشناسی نسبت به استاد خود، مورد سرزنش قرار میگیرد. متن تأکید میکند که وفا و پاکتن بودن از ویژگیهای مهم انسانهای شریف است و بیوفایی باعث ناپسندی و خامی میشود.
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی عمیق است که برای درک کامل آنها، خواننده نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مفاهیم وفا، حقشناسی و انتقاد اجتماعی ارتباط برقرار کنند.
حکایت - من شنیدم که صاحب دیذی
من شنیدم که صاحب دیذی
داشت ناپاکزاده تلمیذی ۱
سالها دیده در سرای سپنج
پر هنر بر سرش مصیبت و رنج ۲
تا خرد جمع کرد و دانا شد
هم سخن گوی و هم توانا شد ۳
گر چه بسیار مال و جاه بیافت
قرب سلطان و عز شاه بیافت ۴
چون وفا در سرشت و زاد نداشت
حق استاد خود بیاد نداشت ۵
راستان رنج خود تلف کردند
زانکه در کار ناخلف کردند ۶
پاک تن در وفا تمام آید
بدگهر نا پسند و خام آید ۷
هر که در سیرت وفا شد گرد
ز وفا راه در فتوت برد ۸
داشت ناپاکزاده تلمیذی ۱
سالها دیده در سرای سپنج
پر هنر بر سرش مصیبت و رنج ۲
تا خرد جمع کرد و دانا شد
هم سخن گوی و هم توانا شد ۳
گر چه بسیار مال و جاه بیافت
قرب سلطان و عز شاه بیافت ۴
چون وفا در سرشت و زاد نداشت
حق استاد خود بیاد نداشت ۵
راستان رنج خود تلف کردند
زانکه در کار ناخلف کردند ۶
پاک تن در وفا تمام آید
بدگهر نا پسند و خام آید ۷
هر که در سیرت وفا شد گرد
ز وفا راه در فتوت برد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در شرایط دوستی و وفا
گوهر بعدی:در صفت فتوت و مردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.