طبیبی به دردمندی که از دندان درد رنج میبرد، توصیه میکند که اگر دندانی درد گرفت، حتی اگر شیرین و دوستداشتنی باشد، باید آن را کشید. همچنین، اگر دوستی از پیوند با تو گریزان شد، باید از او دوری کنی، حتی اگر جانش را برای تو فدا کند. دوستی که از یک طرف باشد، پایدار نمیماند و نباید به دنبال کسی رفت که از تو دور شده است. اگر دوستی از محبت خالی شد، باید از او دوری کرد و به دنبال رابطهای نرفت که تنها یک طرفه است.
متن شامل مفاهیم عمیق درباره روابط انسانی و اخلاق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دوری از دوستان ناسالم نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
حکایت - طبیبی با یکی از دردمندان
بگفت آن شب که بودش درد دندان ۱
که: دندان چون به درد آرد دهانت
بکن ور خود بود شیرین چو جانت ۲
رفیقی گر ز پیوندت گریزد
ازو بگریز، اگر جان بر تو ریزد ۳
چو زین سر هست، زان سر نیز باید
که مهر از یکطرف دیری نپاید ۴
هزیمت رفته را در پی نپویند
حدیث قلیه با سیران نگویند ۵
چو بینی دوست را از مهر خالی
فرو خوان قصهٔ ملکی و مالی ۶
چو عاشق ترک شد، معشوق تازی
چنین پیوند را خوانند بازی ۷
به مثل خود بود هر جنس مایل
که قایم شد برین معنی دلایل ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.