خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که دل به عشق بسته است، اما جز رنج و اندوه نصیبی ندارد. شاعر از بی‌وفایی معشوق و نبودن پشتوانه مالی برای عشق شکایت می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق بازی برای او مناسب‌تر است.

متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل

تومینالی و کس را زان خبر نه
وزان زاری ترا خود درد سر نه ۱

دل اندر مهر من بستی و آنگاه
ز من حاصل به جز خون جگر نه ۲

مرا زلفی چو زنجیرست و از تو
کسی در عاشقی دیوانه تر نه ۳

سخن بسیار میدانی وزین سال
سخن‌ها در دل من کارگر نه ۴

مرا جز عشقبازی مصلحت‌هاست
ترا جز عاشقی کار دگر نه ۵

طلب گار و ترا چیزی نه بر جای
خریدار و ترا در کیسه زر نه ۶

بدین سرمایه عاشق چون توان شد؟
به ترک عشق میگویی و گر نه ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:نامهٔ دوم از زبان عاشق به معشوق
گوهر بعدی:فرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.