خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر به جستجوی معشوق یا حقیقت الهی میپرد. شاعر از غیبت معشوق شکایت کرده و در هر چیز نشانهای از او مییابد، اما همچنان از دستیابی به او ناتوان است. متن بیانگر احساسات عمیق عرفانی و جستجوی معنوی است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۸۷۸ - ای در دل من چو جان کجایی؟
ای در دل من چو جان کجایی؟
وی از نظرم نهان کجایی؟ ۱
کردی ز برم کناره چونی؟
رفتی بدر از میان کجایی؟ ۲
پیش آمدی از زمین چه چیزی؟
بگذشتی از آسمان کجایی؟ ۳
گفتی که: من از جهان برونم
ای از تو پر این جهان، کجایی؟ ۴
در هیچ مکان نهای و بیتو
نادیده کسی مکان، کجایی؟ ۵
آن چیز که گفتم آن نباشی
آن عین تو بد، تو آن کجایی؟ ۶
در هر چیزی نشانی از تست
وانگاه تو بینشان کجایی؟ ۷
از ما تو اثر نمیگذاری
ما بر اثرت دوان، کجایی؟ ۸
هستیت یقین شد اوحدی را
ای بیتو یقین گمان، کجایی؟ ۹
وی از نظرم نهان کجایی؟ ۱
کردی ز برم کناره چونی؟
رفتی بدر از میان کجایی؟ ۲
پیش آمدی از زمین چه چیزی؟
بگذشتی از آسمان کجایی؟ ۳
گفتی که: من از جهان برونم
ای از تو پر این جهان، کجایی؟ ۴
در هیچ مکان نهای و بیتو
نادیده کسی مکان، کجایی؟ ۵
آن چیز که گفتم آن نباشی
آن عین تو بد، تو آن کجایی؟ ۶
در هر چیزی نشانی از تست
وانگاه تو بینشان کجایی؟ ۷
از ما تو اثر نمیگذاری
ما بر اثرت دوان، کجایی؟ ۸
هستیت یقین شد اوحدی را
ای بیتو یقین گمان، کجایی؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۷ - هرگزت عادت نبود این بیوفایی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۹ - چه شود کز سر رحمت به سرم باز آیی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.