خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به بیان احساسات عرفانی و عاشقانه خود می‌پردازد. او از عشق الهی و جدایی از دنیای مادی سخن می‌گوید و به دنبال رسیدن به حقیقت و وحدت با معشوق است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، فنا، وحدت و سفر روحانی استفاده می‌کند و مخاطب را به تفکر در مورد زندگی و معنای آن دعوت می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۶۹ - رخ باز نهادم به سماوات الهی

رخ باز نهادم به سماوات الهی
تا بر سر گردون بزنم نوبت شاهی ۱

رخت و خر خود را همه بگذاشتم اینجا
چون یار مسیحم، بسم این چهرهٔ کاهی ۲

از من مطلب مهر خود، ای شاهد دنیا
بر مهر تو چون دل نهد این عاشق آهی؟ ۳

اینجا نتوان کرد مقام، ار چه دلم را
روزی دو سه مهمان تو کرد این تن ساهی ۴

جز در رسن عشق مزن دست ارادت
تا یوسف مصری شوی، ای یوسف چاهی ۵

اینجا منشین پر، که جزا می‌نتوان یافت
عمر ابد و مملکت نامتناهی ۶

برخیز و بن باغ بهشتی نظری کن
تا پیش نهم هر چه دلت خواهد و خواهی ۷

گه نعره بر آریم ز صحراش چو مرغان
گه غوطه بر آریم ز دریاش چو ماهی ۸

در نامهٔ ترکیب که داری نظری کن
تا سر دو گیتی بشناسی بکماهی ۹

نی نی، که ازین هر دو جهان جز به رخ او
گر باز شود چشم تو در عین گناهی ۱۰

یکرنگ شو، ای اوحدی و یکدل و یکتا
در کش قلم و خط به سپیدی و سیاهی ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶۸ - دل سرای خاص داشت از مجلس عامش مگوی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۰ - گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.