خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از رفتار نامهربان معشوق شکایت کرده و بیان می‌کند که عشق او باعث افزایش درد و رنجش شده است. او از معشوق می‌پرسد که چرا با وجود عشق و محبتش، این‌گونه با او رفتار می‌کند و باعث ناراحتی و اندوهش می‌شود. شاعر همچنین به زیبایی و لطف معشوق اشاره کرده و می‌گوید که چگونه می‌تواند در برابر این همه جمال و مهربانی مقاومت کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان رنج و درد ناشی از عشق و شکایت از رفتار معشوق نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۸۵۱ - باز به قول کیست این جور و ستم که میکنی؟

باز به قول کیست این جور و ستم که میکنی؟
وین دل و دیدهٔ مرا پر تف و نم که میکنی؟ ۱

رنج دل شعیف من گشت فزون ز عشق تو
چون نشود فزون؟ از آن پرسش کم که میکنی ۲

حال دل شکسته را باز پدید میکند
بر رخ زعفران و شم رنگ به قم که میکنی ۳

دوش به طنز گفته‌ای: شاد شو از وصال من
شاد کجا شویم؟ از آن چاره غم که میکنی ۴

طرفه نباشد ار بتو شهر خراب میشود
زین همه قتل و غارت، ای طرفه صنم، که میکنی ۵

مرهم ریش سینه و داروی درد میشود
خنجر «لا» که میزنی، ناز «نعم» که میکنی ۶

روی تو گفت: کاوحدی حسن مرا غلام شد
چون نشوم غلام آن لطف و کرم که میکنی؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۰ - هر قصه می‌نیوشی و در گوش میکنی
گوهر بعدی:غزل ۸۵۲ - زمستان ز مستان نبیند زبونی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.