خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و فلسفی از اوحدی مراغهای است که در آن شاعر از عشق، انتظار، روزگار و نامرادیهای زندگی سخن میگوید. او از عشق به عنوان بهترین کار ممکن یاد میکند و از گذر زمان و تغییرات زندگی ابراز تاسف میکند. همچنین، شاعر به شهرت و ذکر خود در میان مردم اشاره میکند و از عیبجویی دشمنانش میهراسد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند نامرادیهای زندگی و عیبجویی دشمنان نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۷۸۶ - باغ بهشت بیند بیداغ انتظاری
باغ بهشت بیند بیداغ انتظاری
آن کش ز در درآید هر لحظه چون تو یاری ۱
بر صید گاه دولت نگرفتهاند هرگز
شاهان به باز و شاهین زین خوبترشکاری ۲
چون بلبل ار بنالم واجب کند کزین سان
در دامن دل من نگرفته بود خاری ۳
بر دل گذر نمیکرد این روز نامرادی
وقتی که بود ما را روزی و روزگاری ۴
ایمن نمینشینم، کاسان دهد بکشتن
چون ما پیادگان را وانگه چنین سواری ۵
همچون علف برآیند از گورم استخوانها
بعد از من ار کنی تو بر خاک من گذاری ۶
با من مرو، که خصمم عیبت کند، چو بیند
من پیر گشته وانگه در دست ازین نگاری ۷
این راز چون بدارم پنهان؟ که یافت شهرت
ذکرم به هر زبانی، نامم به هر دیاری ۸
با دل چو گفتم: ای دل ، کاری کنیم زین پس
گفت: اوحدی، نیابی بهتر ز عشق کاری ۹
آن کش ز در درآید هر لحظه چون تو یاری ۱
بر صید گاه دولت نگرفتهاند هرگز
شاهان به باز و شاهین زین خوبترشکاری ۲
چون بلبل ار بنالم واجب کند کزین سان
در دامن دل من نگرفته بود خاری ۳
بر دل گذر نمیکرد این روز نامرادی
وقتی که بود ما را روزی و روزگاری ۴
ایمن نمینشینم، کاسان دهد بکشتن
چون ما پیادگان را وانگه چنین سواری ۵
همچون علف برآیند از گورم استخوانها
بعد از من ار کنی تو بر خاک من گذاری ۶
با من مرو، که خصمم عیبت کند، چو بیند
من پیر گشته وانگه در دست ازین نگاری ۷
این راز چون بدارم پنهان؟ که یافت شهرت
ذکرم به هر زبانی، نامم به هر دیاری ۸
با دل چو گفتم: ای دل ، کاری کنیم زین پس
گفت: اوحدی، نیابی بهتر ز عشق کاری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۵ - روی در پرده و از پرده برون مینگری
گوهر بعدی:غزل ۷۸۷ - پادشاهست آنکه دارد در چنین خرم بهاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.