خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از مولانا جلالالدین بلخی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، است که به موضوعات فلسفی و عرفانی میپردازد. متن به انسان توصیه میکند که به جای تقلید کورکورانه از دیگران، به خود و ماهیت وجودی خود بیندیشد. همچنین، از غرور و دلبستگی به مال و منال دنیوی انتقاد میکند و بر اهمیت فقر و نیستی در راه رسیدن به خدا تأکید میورزد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای افراد زیر 16 سال دشوار و نامفهوم باشد.
غزل ۷۶۷ - بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
نظری کن به خویش تا ز کجایی و کیستی! ۱
همه شب گفتگوی تو ده و باغ است و مال و زر
تو نگویی به خویشتن که: گرفتار چیستی؟ ۲
نه تو گفتهای: خدای را نشناسم به جز یکی؟
ز یکی لاف چون زنی؟ چو غلام دویستی! ۳
برسیدند همرهان تو هر یک به منزلی
پی ایشان کجا روی؟ تو که در خفت و خیستی ۴
تو اگر بیست مردهای بتوان و دل و جگر
چو اجل حمله آورد، نگذارد بایستی ۵
چو پی او روی بنه ز سر این خواجگی که تو
نرسی پیش او مگر به فقیری و نیستی ۶
در توحیدش اوحدی به قفای وجود زد
تو به توحید چون رسی؟ که نه اوحدیستی ۷
نظری کن به خویش تا ز کجایی و کیستی! ۱
همه شب گفتگوی تو ده و باغ است و مال و زر
تو نگویی به خویشتن که: گرفتار چیستی؟ ۲
نه تو گفتهای: خدای را نشناسم به جز یکی؟
ز یکی لاف چون زنی؟ چو غلام دویستی! ۳
برسیدند همرهان تو هر یک به منزلی
پی ایشان کجا روی؟ تو که در خفت و خیستی ۴
تو اگر بیست مردهای بتوان و دل و جگر
چو اجل حمله آورد، نگذارد بایستی ۵
چو پی او روی بنه ز سر این خواجگی که تو
نرسی پیش او مگر به فقیری و نیستی ۶
در توحیدش اوحدی به قفای وجود زد
تو به توحید چون رسی؟ که نه اوحدیستی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۶ - ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
گوهر بعدی:غزل ۷۶۸ - چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.