خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی بیانگر وحدت وجود و عشق به معشوق حقیقی است. شاعر بیان میکند که هستی تنها از آنِ معشوق است و عقل در وادی محبت او گمراه میشود. او تأکید میکند که ذکر معشوق در همه جا حاضر است و وجود ما جدا از او نیست. در نهایت، شاعر توصیه میکند که برای وصال معشوق، باید از خود گذشت.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۷۶۲ - ای برون از بلندی و پستی
ای برون از بلندی و پستی
جز تو کس را نمیرسد هستی ۱
عقل در وادی محبت تو
ره غلط میکند ز سرمستی ۲
تا سر جملهها شود نامت
خویشتن را به جمله بر بستی ۳
حلقهای نیست خالی از ذکرت
گر چه در هیچ حلقه ننشستی ۴
بودن ما جدا نبود از تو
با تو بودیم تا تو بودستی ۵
بر سر چار سوی رغبت خویش
نخریدی دلی، که نشکستی ۶
اوحدی، گر وصال او خواهی
ببر از خویشتن، که پیوستی ۷
جز تو کس را نمیرسد هستی ۱
عقل در وادی محبت تو
ره غلط میکند ز سرمستی ۲
تا سر جملهها شود نامت
خویشتن را به جمله بر بستی ۳
حلقهای نیست خالی از ذکرت
گر چه در هیچ حلقه ننشستی ۴
بودن ما جدا نبود از تو
با تو بودیم تا تو بودستی ۵
بر سر چار سوی رغبت خویش
نخریدی دلی، که نشکستی ۶
اوحدی، گر وصال او خواهی
ببر از خویشتن، که پیوستی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۱ - اگر چه از برمن بارها چو تیر بجستی
گوهر بعدی:غزل ۷۶۳ - دلم از چشم مستش زار و پردم چشمش از مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.