خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌پاسخی معشوق، رنج‌های عاطفی و احساس تنهایی خود می‌نالد. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود یاد می‌کند و در نهایت، از ناتوانی در بیان کامل احساساتش شکایت می‌کند.

متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۵۵ - با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی

با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
راضی شدم که: بینم روی تو را به خوابی ۱

صد نامه مشق کردم در شرح مهربانی
نادیده از تو هرگز یک نامه را جوابی ۲

هر گه که بر در تو من آب روی جویم
خون مرا بریزی بر خاک در چو آبی ۳

اندر غم تو رازم رمزی دو بود و اکنون
هر حرف از آن شکایت فصلی شدست و بابی ۴

جز سر صورت تو چیزی دگر ندارم
مقصود هر حدیثی، مضمون هر کتابی ۵

چندان نمک لبت را در پسته بسته آخر
کی بی‌نمک بماند بر آتشت کبابی؟ ۶

در غیرتیم لیکن مقدور نیست کس را
با چشم چون تو شوخی آغاز احتسابی ۷

یک تن کجا تواند؟ پوشید از نظرها
روی تو را، که این جا شهریست و آفتابی ۸

در غصه اوحدی را موقوف چند داری؟
یا کشتن خطایی، یا گفتن صوابی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۵۴ - ای ماه و مشتری ز جمالت قرینه‌ای
گوهر بعدی:غزل ۷۵۶ - چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.