خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به خداوند خطاب میکند و از وضعیت خود و دیگران شکایت میکند. او از بیتوجهی خداوند به مشکلاتش و توجه به دیگران گلایه میکند. همچنین، شاعر از زیباییها و نعمتهای خداوند یاد میکند و از او میخواهد که به او نیز توجه کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۳۹ - یارب! تو دوش با که به شادی نشستهای؟
یارب! تو دوش با که به شادی نشستهای؟
کامروز بیغم از در ما باز جستهای ۱
از روی عشوه بند قبا را گشاده باز
وز راه شیوه طرف کله بر شکستهای ۲
سیم از میان ببرده و در کیسه ریخته
زر در کمر کشیده و بر کوه بستهای ۳
امروز گو: شکفته مشو هیچ گل، که تو
صد گلبن شکفته و صد لاله دستهای ۴
گل نقل نیست باده بنه، کز دهان و لب
یک خانه شهد و شکر و عناب و پستهای ۵
برخیز و شمع را بنشان، یا بهل چنان
تا شمع بیندت که چنین خوش نشستهای ۶
گر دیگری ز حسرت او غصه میخورد
ای اوحدی، تو باری ازین غصه راستهای ۷
کامروز بیغم از در ما باز جستهای ۱
از روی عشوه بند قبا را گشاده باز
وز راه شیوه طرف کله بر شکستهای ۲
سیم از میان ببرده و در کیسه ریخته
زر در کمر کشیده و بر کوه بستهای ۳
امروز گو: شکفته مشو هیچ گل، که تو
صد گلبن شکفته و صد لاله دستهای ۴
گل نقل نیست باده بنه، کز دهان و لب
یک خانه شهد و شکر و عناب و پستهای ۵
برخیز و شمع را بنشان، یا بهل چنان
تا شمع بیندت که چنین خوش نشستهای ۶
گر دیگری ز حسرت او غصه میخورد
ای اوحدی، تو باری ازین غصه راستهای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۸ - ثوابست پرسیدن خستهای
گوهر بعدی:غزل ۷۴۰ - با دگری بر غم من عقد وصال بستهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.