خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و تأثیر عمیق عشق بر عاشق را بیان میدارد. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان و انسانها سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. همچنین، شاعر از رنجها و فداکاریهای عاشق در راه عشق سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۷۲۶ - ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
تاریک بیتو چشم همین و همان همه ۱
از خود ترا به چشم یقین دیده عاشقان
و افتاده از یقین خود اندر گمان همه ۲
از مشتری به نقد، چو دلال، حسن تو
زر برده و متاع تو اندر دکان همه ۳
در عالم از رخ تو نشانی شده پدید
و افتاده عالمی ز پی آن نشان همه ۴
چشم تو عرضه کرده ز هر سو هزار ترک
با ما نهاده تیر جفا در کمان همه ۵
دیدم که با تو ناله و فریاد سود نیست
دادم به باد عشق تو سود و زیان همه ۶
چون غنچه در هوای تو یک بارگی دلیم
چون بید نیستیم ز عشقت زبان همه ۷
کرد آشکار صورت خوبت هزار حسن
و آن حسنها ز دیدهٔ صورت نهان همه ۸
چشم ترا به کشتن ما تیغ بر کمر
ما را به جستن تو کمر بر میان همه ۹
گر کارکرد قهر تو، دادیم سر ز دست
ور یار گشت لطف تو، بریدم جان همه ۱۰
از بس که پر شدم ز صفات کمال تو
نزدیک شد که پر شود از من جهان همه ۱۱
در عرض دیدن تو دل تنگ اوحدی
خطی به خون نبشته و ما در ضمان همه ۱۲
تاریک بیتو چشم همین و همان همه ۱
از خود ترا به چشم یقین دیده عاشقان
و افتاده از یقین خود اندر گمان همه ۲
از مشتری به نقد، چو دلال، حسن تو
زر برده و متاع تو اندر دکان همه ۳
در عالم از رخ تو نشانی شده پدید
و افتاده عالمی ز پی آن نشان همه ۴
چشم تو عرضه کرده ز هر سو هزار ترک
با ما نهاده تیر جفا در کمان همه ۵
دیدم که با تو ناله و فریاد سود نیست
دادم به باد عشق تو سود و زیان همه ۶
چون غنچه در هوای تو یک بارگی دلیم
چون بید نیستیم ز عشقت زبان همه ۷
کرد آشکار صورت خوبت هزار حسن
و آن حسنها ز دیدهٔ صورت نهان همه ۸
چشم ترا به کشتن ما تیغ بر کمر
ما را به جستن تو کمر بر میان همه ۹
گر کارکرد قهر تو، دادیم سر ز دست
ور یار گشت لطف تو، بریدم جان همه ۱۰
از بس که پر شدم ز صفات کمال تو
نزدیک شد که پر شود از من جهان همه ۱۱
در عرض دیدن تو دل تنگ اوحدی
خطی به خون نبشته و ما در ضمان همه ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۵ - در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
گوهر بعدی:غزل ۷۲۷ - بر در میخانه این غلغل و آن طنطنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.