این متن شعری است که بیانگر درد و رنج ناشی از فراق و جدایی است. شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و تأثیرات عمیق این احساسات بر قلب و روح خود را توصیف میکند. او از جفاهای هجران، اشکهای خونین و تأثیرات مخرب عشق بر زندگی خود میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که حتی دوستان و دشمنان را تحت تأثیر قرار داده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالانی که توانایی درک و تحلیل مفاهیم عاطفی و ادبی را دارند، مناسب است.
غزل ۷۰۷ - ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
دل من کافر چشم تو به غارت برده ۱
بر دل شیفته هجر تو جفاها کرده
از تن سوخته مهر تو مهارت برده ۲
دل ما را، که سپاهی نتوانستی برد
غمزهٔ شوخ تو در نیم اشارت برده ۳
دوستان را همه خون ریخته چشم تو وز آن
دشمنان در همه آفاق بشارت برده ۴
شوق روی تو به زنجیر کشش هر سحری
بر سر کوی تو ما را به زیارت برده ۵
من ازین دیدهٔ خونبار شبی میبینم
سیل برخاسته و شهر و عمارت برده ۶
بیتو هر وقت که آهنگ نمازی بکنم
اشک خون چهرهٔ ما را ز طهارت برده ۷
اوحدی پیش دهان تو زبان بسته بماند
گر چه بود از دگران گوی عبارت برده ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.