خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که بدون یاد و حضور معشوق، آرامش و شادی از او دور است. او از درد عشق و رنج فراق شکایت میکند و میگوید که حتی اگر معشوق او را آزار دهد، باز هم از او درمان میخواهد. شاعر احساس میکند که در جهان تنها و رسوا شده است و هر فریادش نشاندهنده درد و رنج اوست.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی دارد. همچنین، بیان درد و رنج عشق و فراق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد یا احساسات منفی ایجاد کند.
غزل ۶۳۸ - نه بییادت برآید یک دم از من
نه بییادت برآید یک دم از من
نه بیرویت جدا گردد غم از من ۱
بزن بر جانم آن زخمی، که دانی
به شرط آنکه گویی: مرهم از من ۲
دلم را خون تو میریزی و ترسم
که خواهی خون بهای دل هم از من ۳
مرا از هر که دیدی بیش کشتی
مگر کس را نمیبینی کم از من؟ ۴
اگر آهی بر آرم زین دل تنگ
به تنگ آیند خلق عالم از من ۵
کجا کارم ز قدت راست گردد؟
که برگشتی چو زلف پر خم از من ۶
به سودای تو گشت از هر کناری
جهان پر نوحه و پر ماتم از من ۷
چنان رسوا شدم در عالم این بار
که گویی: پر شدست این عالم از من ۸
بسان اوحدی، دور از تو، بیمست
که فریادی برآید هر دم از من ۹
نه بیرویت جدا گردد غم از من ۱
بزن بر جانم آن زخمی، که دانی
به شرط آنکه گویی: مرهم از من ۲
دلم را خون تو میریزی و ترسم
که خواهی خون بهای دل هم از من ۳
مرا از هر که دیدی بیش کشتی
مگر کس را نمیبینی کم از من؟ ۴
اگر آهی بر آرم زین دل تنگ
به تنگ آیند خلق عالم از من ۵
کجا کارم ز قدت راست گردد؟
که برگشتی چو زلف پر خم از من ۶
به سودای تو گشت از هر کناری
جهان پر نوحه و پر ماتم از من ۷
چنان رسوا شدم در عالم این بار
که گویی: پر شدست این عالم از من ۸
بسان اوحدی، دور از تو، بیمست
که فریادی برآید هر دم از من ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۷ - هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
گوهر بعدی:غزل ۶۳۹ - بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.