خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و غم خود سخن میگوید و از معشوق خود درخواست میکند تا با عشق و محبت خود، درد و رنج او را تسکین دهد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و با بوسهها و محبتهایش، دلش را آرام کند. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که غم او را از خود دور کند و به او عشق و محبت نشان دهد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای شعری ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی داشته باشد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۶۳۰ - نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
گر هم فتاد بردم،بدهی دوای من کن ۱
دگری بهای خویش ار نستاند از تو بوسه
تو ز بوسه هر چه داری همه در بهای من کن ۲
نه رواست زشت کردن به جز ای خوبکاران
دل من چه کرد با تو؟ تو همان بجای من کن ۳
چو ز گردنم گشودی گره دو دست سیمین
سر زلف عنبرین را همه بند پای من کن ۴
دل این بهانهجویان بگریزد از غم تو
تو حوالت غم خود به در سرای من کن ۵
چه زنی به تیغ و تیرم؟ چه نخواهم از تو بوسی
رخ چون سپر که داری سپر بلای من کن ۶
به دو روزه آشنایی چه نهی سپاس بر من؟
رخت آشناست، حالی، دلت آشنای من کن ۷
همه پیرهن قبا شد ز غم تو بر تن من
تو ز ساعد و بر خود کمر و قبای من کن ۸
چو بلای اوحدی را ز سر تو دور کردم
همه عمر تا تو باشی برو و دعای من کن ۹
گر هم فتاد بردم،بدهی دوای من کن ۱
دگری بهای خویش ار نستاند از تو بوسه
تو ز بوسه هر چه داری همه در بهای من کن ۲
نه رواست زشت کردن به جز ای خوبکاران
دل من چه کرد با تو؟ تو همان بجای من کن ۳
چو ز گردنم گشودی گره دو دست سیمین
سر زلف عنبرین را همه بند پای من کن ۴
دل این بهانهجویان بگریزد از غم تو
تو حوالت غم خود به در سرای من کن ۵
چه زنی به تیغ و تیرم؟ چه نخواهم از تو بوسی
رخ چون سپر که داری سپر بلای من کن ۶
به دو روزه آشنایی چه نهی سپاس بر من؟
رخت آشناست، حالی، دلت آشنای من کن ۷
همه پیرهن قبا شد ز غم تو بر تن من
تو ز ساعد و بر خود کمر و قبای من کن ۸
چو بلای اوحدی را ز سر تو دور کردم
همه عمر تا تو باشی برو و دعای من کن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۹ - ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
گوهر بعدی:غزل ۶۳۱ - جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.