خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و از رنجها و ناملایماتی که در این راه متحمل شده است، شکایت میکند. او از بیتوجهی معشوق و ناامیدیهای خود مینالد و بیان میکند که با وجود تمام دردها، همچنان وفادار و عاشق است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنجهای عشق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۵۴۱ - ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
از نوش دهان تو چندین چه زنی نیشم؟ ۱
گر زانکه سری دارم در پای تو، ای دلبر
کس را چه سخن با من؟ من مرد سر خویشم ۲
پیش تو کشم هر دم دست و کف محتاجی
ای محتشم کوچه، دریاب، که درویشم ۳
گاهم سگ درخوانی، گه ننگ مسلمانی
از هر چه تو میدانی، از ناخلفی، بیشم ۴
یک دم نرود بیتو، کین دیدهٔ سرگردان
از خون دل خسته خوانی ننهد پیشم ۵
با من نکند خویشی بیگانهٔ خوی تو
کین بخت که من دارم بیگانه کند خویشم ۶
ای اوحدی، این دل را درمان چه کنی چندین؟
من ناوک او دارم مرهم نبرد ریشم ۷
از نوش دهان تو چندین چه زنی نیشم؟ ۱
گر زانکه سری دارم در پای تو، ای دلبر
کس را چه سخن با من؟ من مرد سر خویشم ۲
پیش تو کشم هر دم دست و کف محتاجی
ای محتشم کوچه، دریاب، که درویشم ۳
گاهم سگ درخوانی، گه ننگ مسلمانی
از هر چه تو میدانی، از ناخلفی، بیشم ۴
یک دم نرود بیتو، کین دیدهٔ سرگردان
از خون دل خسته خوانی ننهد پیشم ۵
با من نکند خویشی بیگانهٔ خوی تو
کین بخت که من دارم بیگانه کند خویشم ۶
ای اوحدی، این دل را درمان چه کنی چندین؟
من ناوک او دارم مرهم نبرد ریشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۰ - عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲ - به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.