خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی و عشق بینظیر معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ کس دیگری نمیتواند آنچه او دیده و تجربه کرده را درک کند. او از رنجها و بلایایی که در راه عشق متحمل شده سخن میگوید و حتی بهشت را در مقایسه با عشق معشوق ناچیز میداند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و بلایای عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.
غزل ۵۰۷ - تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
کسی دیگر نبیند اندر آنرو، آنکه من دیدم ۱
نه امکان آنچه من دیدم که در تقریر کس گنجد
ستم چندان که من بردم، بلا چندانکه من دیدم ۲
مگو از جنت و رضوان حکایت بیش ازین با من
که حیرانست صد جنت در آن رضوان که من دیدم ۳
چو جویم میوهٔ وصلی ز روی او، خرد گوید:
عجب! گر میوه بتوان چید ازین بستان که من دیدم ۴
زهی! در هجر آن جانان عذاب تن که من دارم
زهی! در عشق آن دلبر بلای جان که من دیدم ۵
به جان میماند از پاکی لب دلبر که من دارم
به مه میماند از خوبی رخ جانان که من دیدم ۶
مبند، ای اوحدی، زنهار! در پویند آن مه دل
که نقصان زود خواهد یافت آن پیمان که من دیدم ۷
کسی دیگر نبیند اندر آنرو، آنکه من دیدم ۱
نه امکان آنچه من دیدم که در تقریر کس گنجد
ستم چندان که من بردم، بلا چندانکه من دیدم ۲
مگو از جنت و رضوان حکایت بیش ازین با من
که حیرانست صد جنت در آن رضوان که من دیدم ۳
چو جویم میوهٔ وصلی ز روی او، خرد گوید:
عجب! گر میوه بتوان چید ازین بستان که من دیدم ۴
زهی! در هجر آن جانان عذاب تن که من دارم
زهی! در عشق آن دلبر بلای جان که من دیدم ۵
به جان میماند از پاکی لب دلبر که من دارم
به مه میماند از خوبی رخ جانان که من دیدم ۶
مبند، ای اوحدی، زنهار! در پویند آن مه دل
که نقصان زود خواهد یافت آن پیمان که من دیدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶ - من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸ - به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.