خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربههای عاشقانه و مستی خود سخن میگوید. او از نوشیدن باده عشق، مستی، و رویارویی با زاهدان و رقیبان میگوید. همچنین، از عشق شدید و جوشش درونی خود سخن میراند و از دیگران میخواهد که به او پند ندهند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و نوشیدن باده ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۴۹۶ - من بادهٔ عشق نوش کردم
من بادهٔ عشق نوش کردم
چون مست شدم خروش کردم ۱
هر عربدهای که باده انگیخت
با زاهد خرقهپوش کردم ۲
هر کس که زما و من سخن گفت
او را به دو می خموش کردم ۳
چون هوش برفت از رقیبان
این بار حدیث هوش کردم ۴
پندم مده، ای رفیق، بسیار
انگار که: پند گوش کردم ۵
بگذار، که من نماز خود را
در خانهٔ می فروش کردم ۶
بر آتش عشق اوحدی را
امروز تمام جوش کردم ۷
چون مست شدم خروش کردم ۱
هر عربدهای که باده انگیخت
با زاهد خرقهپوش کردم ۲
هر کس که زما و من سخن گفت
او را به دو می خموش کردم ۳
چون هوش برفت از رقیبان
این بار حدیث هوش کردم ۴
پندم مده، ای رفیق، بسیار
انگار که: پند گوش کردم ۵
بگذار، که من نماز خود را
در خانهٔ می فروش کردم ۶
بر آتش عشق اوحدی را
امروز تمام جوش کردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۵ - هر چند به کوی او دیرست که پی بردم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۷ - ز عشقت روز اول من به شهر اندر ندی کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.