خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از دشواری‌های عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر از زیبایی معشوق و سختی‌های رسیدن به او، دوری از او، و آرزوی وصال او می‌گوید. همچنین، از مشکلاتی که عاشق در راه عشق متحمل می‌شود، مانند بی‌خوابی و رنج فراق، صحبت می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر عشق و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۶۱ - زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل

زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
ز بس جمال که داری، نظر به روی تو مشکل ۱

مرا ز بار فراقت حکایتیست مطول
چو چین زلف تو در هم، چو بند موی تو مشکل ۲

به خوابگاه قیامت گذشتگان غمت را
ز خواب خوش شدن آگاه جز به بوی تو مشکل ۳

بر آستان تو از دست منکران محبت
گذار عاشق مسکین به جستجوی تو مشکل ۴

به رغم خوی تو گردن هزار نقش برآرد
که آن هزار نباشد یکی چو خوی تو مشکل ۵

ز غصها که تو دانی کدام ازین بتر آخر؟
که میل سوی تو داریم و ره به سوی تو مشکل ۶

بر اوحدی شده آسان بر تو مردن و بازش
ز دور زنده نشستن به آرزوی تو مشکل ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۰ - نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
گوهر بعدی:غزل ۴۶۲ - خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.