خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای یک شخصیت (احتمالاً معشوق) میپردازد. او از زیبایی موها، گوشها، صورت، حرکات و حتی اسب سواری این شخصیت سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این زیباییها بر خودش صحبت میکند. شاعر همچنین از حیرت و شگفتی خود در برابر این زیباییها میگوید و از تأثیرات عاطفی آن بر خودش سخن میراند.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و توصیفی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۳۹۴ - کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر
کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر
و آن مغلی مغولها بر سر و دوش او نگر ۱
رنگ قمر کجا بری؟ روی چو ماه او ببین
تنگ شکر چه میکنی؟ لعل خموش او نگر ۲
شیوه کنان چو بگذرد بر سر اسب گوی زن
تندی مرکبش ببین، گرمی و جوش او نگر ۳
در عجبی ز حیرتم، در رخ چون نگار او؟
حیرت من چه میکنی؟ بردن هوش او نگر ۴
گر به رخش نگه کنم، بهر نگاه کردنی
زهر مریز بر دلم، چشمهٔ نوش او نگر ۵
مست شبانه بامداد، آمد و کرد قتل ما
فتنهٔ روز ما ببین، مستی دوش او نگر ۶
ای که به وقت تاختن غارت او ندیدهای
حجرهٔ اوحدی ببین، خانه فروش او نگر ۷
و آن مغلی مغولها بر سر و دوش او نگر ۱
رنگ قمر کجا بری؟ روی چو ماه او ببین
تنگ شکر چه میکنی؟ لعل خموش او نگر ۲
شیوه کنان چو بگذرد بر سر اسب گوی زن
تندی مرکبش ببین، گرمی و جوش او نگر ۳
در عجبی ز حیرتم، در رخ چون نگار او؟
حیرت من چه میکنی؟ بردن هوش او نگر ۴
گر به رخش نگه کنم، بهر نگاه کردنی
زهر مریز بر دلم، چشمهٔ نوش او نگر ۵
مست شبانه بامداد، آمد و کرد قتل ما
فتنهٔ روز ما ببین، مستی دوش او نگر ۶
ای که به وقت تاختن غارت او ندیدهای
حجرهٔ اوحدی ببین، خانه فروش او نگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳ - جانا، ضمیرت حال ما نیکو نمیداند مگر؟
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵ - ای دل، بیا و در رخ آن حور مینگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.