خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از فراق یار و غم هجران سخن میگوید و از ساربان میخواهد که از منزل یار نگذرد تا بتواند در غم او بگرید. او از روزهای گذشته و دیدار با یار یاد میکند و از ساقی و مطرب میخواهد که در این فرصت کوتاه، باده و موسیقی بیاورند تا لحظاتی را با یاد یار بگذراند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و موسیقی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۸۳ - مگذر، ای ساربان، ز منزل یار
مگذر، ای ساربان، ز منزل یار
تا دمی در غمش بگریم زار ۱
از برای کدام روز بود؟
اشک خونین و دیدهٔخونبار ۲
گر قیامت کنیم، شاید، از آنک
با قیامت فتادمان دیدار ۳
پار با دوست بودهایم این جا
آه ازین پیش دوست بودن پار! ۴
ساقی، از جام بادهای داری
به چنین فرصتی بیا و بیار ۵
مطرب، ار مانعی و عذری نیست
نفسی وقت عاشقان خوش دار ۶
غزلی ز اوحدی گرت یادست
بر منش خوان به یاد آن دلدار ۷
تا دمی در غمش بگریم زار ۱
از برای کدام روز بود؟
اشک خونین و دیدهٔخونبار ۲
گر قیامت کنیم، شاید، از آنک
با قیامت فتادمان دیدار ۳
پار با دوست بودهایم این جا
آه ازین پیش دوست بودن پار! ۴
ساقی، از جام بادهای داری
به چنین فرصتی بیا و بیار ۵
مطرب، ار مانعی و عذری نیست
نفسی وقت عاشقان خوش دار ۶
غزلی ز اوحدی گرت یادست
بر منش خوان به یاد آن دلدار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۲ - ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴ - هر دم برم به گریه پناه از فراق یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.