خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و عاشقی سخن میگوید و از درد و رنج ناشی از این عشق شکایت میکند. او از زیبایی معشوق و ناتوانی خود در برابر جذابیتهای او میگوید و از نالههای عاشقانه و احساسات عمیق خود سخن میراند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۳۶۸ - مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید ۱
بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروز
که هر چه صورت زیبا کند بینگ آید ۲
به زور بازوی مردی برون نشاید برد
بر آستان تو دستی که زیر سنگ آید ۳
اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما
ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید ۴
چو میل سوی تو کردم به دوستی، دل گفت:
مکن، که جامهٔ این کار بر تو ننگ آید ۵
ز رنگ ناخنت، ای ماه چهره،مینالم
به نالهای، که چنان نالها ز چنگ آید ۶
به صبغ مهر تو چون اوحدی دگر باره
در افکنیم شبی خرقه تا چه رنگ آید؟ ۷
که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید ۱
بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروز
که هر چه صورت زیبا کند بینگ آید ۲
به زور بازوی مردی برون نشاید برد
بر آستان تو دستی که زیر سنگ آید ۳
اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما
ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید ۴
چو میل سوی تو کردم به دوستی، دل گفت:
مکن، که جامهٔ این کار بر تو ننگ آید ۵
ز رنگ ناخنت، ای ماه چهره،مینالم
به نالهای، که چنان نالها ز چنگ آید ۶
به صبغ مهر تو چون اوحدی دگر باره
در افکنیم شبی خرقه تا چه رنگ آید؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - دل سرمست من آن نیست که باهوش آید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.