خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق خود به سر میبرد. شاعر از بیقراری و اندوه خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او همچنین اشاره میکند که سخنان تلخ معشوق در نزد او شیرین میشود و از سوختن دل خود در آتش عشق میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۳۵۳ - بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود
بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود
دم به دمم درد دل بیش و بتر میشود ۱
عمر به سر شد مرا در غم هجران تو
تا تو نگویی: مرا بیتو به سر میشود ۲
از رخ چون شمع خود روشنییی پیش تو
کین شب تاریک ما دیر سحر میشود ۳
چند بپوشیدم این راز دل و خلق را
از سخن عاشقان زود خبر میشود ۴
هر چه تو خواهی بگوی، کین همه دشنام تلخ
چون به لبت میرسد شهد و شکر میشود ۵
گر نه دل اوحدی سوختهای، هر دمش
سینه چه جان میکند، دیده چه تر میشود؟ ۶
دم به دمم درد دل بیش و بتر میشود ۱
عمر به سر شد مرا در غم هجران تو
تا تو نگویی: مرا بیتو به سر میشود ۲
از رخ چون شمع خود روشنییی پیش تو
کین شب تاریک ما دیر سحر میشود ۳
چند بپوشیدم این راز دل و خلق را
از سخن عاشقان زود خبر میشود ۴
هر چه تو خواهی بگوی، کین همه دشنام تلخ
چون به لبت میرسد شهد و شکر میشود ۵
گر نه دل اوحدی سوختهای، هر دمش
سینه چه جان میکند، دیده چه تر میشود؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - در عشق اگر زبان تو با دل یکی شود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - فتنه بود آن چشم و ابرو نیز یارش میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.