شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این دوری برایش بسیار سخت و دردناک است. او از این که گوهر وجود معشوق ممکن است در دستان ناپسند قرار گیرد، ابراز ناراحتی میکند و آرزو میکند که با دیدن معشوق، دلش آرام گیرد. شاعر همچنین از نالهها و خندههایش که گاه تلخ و گاه شیرین هستند، سخن میگوید و اعلام میکند که برای یافتن معشوق، هر تلاشی خواهد کرد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۳ - دل از فراق شما دردمند خواهد بود
زمان هجر ندانم که چند خواهد بود؟ ۱
دریغم آید از آن، گوهر پسندیده
که در تصرف هر ناپسند خواهد بود ۲
بیار بندی از آن زلف عنبرین، کامروز
دوای این دل دیوانه بند خواهد بود ۳
دلم چو ناله کند رستخیز خواهد کرد
لبم چو خنده کند زهر خند خواهد بود ۴
به جستن تو سر اندر جهان نهم روزی
و گر سرم به مثل در کمند خواهد بود ۵
چو از مقام تو چشمم به راه باید داشت
گمان مبر تو که گوشم به پند خواهد بود ۶
به اوحدی سخنی چند نقد تلخ بگوی
که به ز شربت شیرین قند خواهد بود ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.