خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفان و عشق الهی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند صفای دل، عشق به خداوند، و لذتهای معنوی اشاره دارد. شاعر از صوفیگری و مردانگی معنوی سخن میگوید و مخاطب را به خوشبودن و استفاده از لحظات حال دعوت میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم صوفیانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۳۱۹ - آنرا که جام صافی صهباش میدهند
آنرا که جام صافی صهباش میدهند
میدان که: در حریم حرم جاش میدهند ۱
صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق
روز ازل به مردم قلاش میدهند ۲
از لذت حیات ندارد تمتعی
امروز، هر که وعدهٔ فرداش میدهند ۳
ساقی، بیار بادهٔ گل رنگ مشک بوی
کار باب عقل زحمت اوباش میدهند ۴
خوش باش، اوحدی، که حریفان دردنوش
جام مطرب به عاشق خوش باش میدهند ۵
میدان که: در حریم حرم جاش میدهند ۱
صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق
روز ازل به مردم قلاش میدهند ۲
از لذت حیات ندارد تمتعی
امروز، هر که وعدهٔ فرداش میدهند ۳
ساقی، بیار بادهٔ گل رنگ مشک بوی
کار باب عقل زحمت اوباش میدهند ۴
خوش باش، اوحدی، که حریفان دردنوش
جام مطرب به عاشق خوش باش میدهند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - مردم شهرم به میخوردن ملامت میکنند
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - چون دو زلفش سر بر آن رخسار گلگون مینهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.