خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و محنت سخن میگوید و از عشق و وصال به عنوان راهی برای رهایی از این دردها یاد میکند. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل خود اشاره میکند و از طبیعت و عناصر آن برای بیان احساساتش استفاده میکند. در پایان، شاعر امیدوار است که دوستانش داستان او را بازگو کنند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۳۰۲ - مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
راهی سبک بیار، که رطلم گران کند ۱
گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم
بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند ۲
گر مهر و ماه را به در او برم شفیع
بر من به جهد اگر دل او مهربان کند ۳
جز دیده و دلم نپسندد نشانهای
تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند ۴
دیدیم سروها که نشانند در چمن
لیکن کسی ندید که سروی روان کند ۵
صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین
کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند ۶
شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش
با دوستان حکایت ازین داستان کند ۷
راهی سبک بیار، که رطلم گران کند ۱
گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم
بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند ۲
گر مهر و ماه را به در او برم شفیع
بر من به جهد اگر دل او مهربان کند ۳
جز دیده و دلم نپسندد نشانهای
تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند ۴
دیدیم سروها که نشانند در چمن
لیکن کسی ندید که سروی روان کند ۵
صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین
کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند ۶
شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش
با دوستان حکایت ازین داستان کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱ - دل به کسی سپردهام کو همه قصد جان کند
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳ - دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.