خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن به بیان احساسات و افکار خود درباره مرگ و زندگی پس از آن میپردازد. او از آزمایشهای سخت زندگی و پاکشدن از گناهان سخن میگوید و به تقدیس الهی و عروج روح خود به سوی آسمان اشاره میکند. شاعر همچنین از ننگ و شرمندگی از رفتارهای ناشایست و آرزوی رسیدن به جایگاه والا در بهشت صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و زندگی پس از مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و سنگین باشد.
غزل ۲۹۵ - آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند
آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند
یا به دوش و سر خراب و مست و مبهوتم برند ۱
مثل زر خالص برون آیم ز آتش، گردرو
از برای آزمایش همچو یاقوتم برند ۲
مشتری قوسی نهادست از برای بزم من
تا بسان آفتاب از دلو در حوتم برند ۳
از جوان بختی که هستم وقت پیوستن به حق
ننگ دارم گر ز راه چرخ فرتوتم برند ۴
بر فلک بینی صعود روح پاکم، زهره وار
فیالمثل صد نوبت ار در چاه هاروتم برند ۵
چون اله خویش را تقدیس کردم سالها
پس مرا میزیبد ار بر قدس لاهوتم برند ۶
نیستم ز آنها در آن گیتی که بر کاخ بهشت
چون طفیلی از برای خرقه و قوتم برند ۷
هر کجا من خوان معنی گسترم، کروبیان
طرفه نبود گر به میکائیل سرغوتم برند ۸
ایهاالناس، اوحدی وار الوداعی میزنم
زانکه وقت آمد کزین زندان ناسوتم برند ۹
یا به دوش و سر خراب و مست و مبهوتم برند ۱
مثل زر خالص برون آیم ز آتش، گردرو
از برای آزمایش همچو یاقوتم برند ۲
مشتری قوسی نهادست از برای بزم من
تا بسان آفتاب از دلو در حوتم برند ۳
از جوان بختی که هستم وقت پیوستن به حق
ننگ دارم گر ز راه چرخ فرتوتم برند ۴
بر فلک بینی صعود روح پاکم، زهره وار
فیالمثل صد نوبت ار در چاه هاروتم برند ۵
چون اله خویش را تقدیس کردم سالها
پس مرا میزیبد ار بر قدس لاهوتم برند ۶
نیستم ز آنها در آن گیتی که بر کاخ بهشت
چون طفیلی از برای خرقه و قوتم برند ۷
هر کجا من خوان معنی گسترم، کروبیان
طرفه نبود گر به میکائیل سرغوتم برند ۸
ایهاالناس، اوحدی وار الوداعی میزنم
زانکه وقت آمد کزین زندان ناسوتم برند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۴ - کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۶ - چون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.