خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او زیباییهای معشوق را با عناصر طبیعت مقایسه میکند و از درد دوری و ستمهای عشق شکایت میکند. شاعر همچنین بیان میکند که حتی پس از مرگ نیز عشق او به معشوق باقی خواهد ماند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دوری و ستمهای عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۳۹ - چون قد تو در چمن نباشد
چون قد تو در چمن نباشد
چون روی تو یاسمن نباشد ۱
اندر همه تنگهای شکر
شیرین تر از آن دهن نباشد ۲
ای باغ، مشو غلط ز رویش
کین لاله در آن چمن نباشد ۳
ای باد، مده به زلف او دل
کان قاعده بیشکن نباشد ۴
جانا، ستمی که میکنی تو
گر فاش کنم، ز من نباشد ۵
فردا سر گورم ار بکاوی
جز داغ تو بر کفن نباشد ۶
پیوند که با تو کرد جانم
وقتی بینی، که تن نباشد ۷
پیراهن وصل چون تو جانی
بر قامت هر بدن نباشد ۸
دوری مگزین، که اوحدی را
جز خاک درت وطن نباشد ۹
چون روی تو یاسمن نباشد ۱
اندر همه تنگهای شکر
شیرین تر از آن دهن نباشد ۲
ای باغ، مشو غلط ز رویش
کین لاله در آن چمن نباشد ۳
ای باد، مده به زلف او دل
کان قاعده بیشکن نباشد ۴
جانا، ستمی که میکنی تو
گر فاش کنم، ز من نباشد ۵
فردا سر گورم ار بکاوی
جز داغ تو بر کفن نباشد ۶
پیوند که با تو کرد جانم
وقتی بینی، که تن نباشد ۷
پیراهن وصل چون تو جانی
بر قامت هر بدن نباشد ۸
دوری مگزین، که اوحدی را
جز خاک درت وطن نباشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸ - باید که مال دنیا مسمار دل نباشد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰ - رنگینتر از رخ تو گل در چمن نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.