خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عرفان، خودشناسی، و جدایی از ظلمت و ناپاکیها میپردازد. شاعر از آیینه به عنوان نمادی برای بازتاب حقیقت درون استفاده میکند و تأکید میکند که تنها با پاکی و صفا میتوان به حقیقت دست یافت. همچنین، به اهمیت دوری از ظلمت و روشنایی درونی اشاره میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۵ - پرسش خستهای روا باشد
پرسش خستهای روا باشد
که درین درد بیدوا باشد ۱
بنماید ترا، چنانکه تویی
اگر آیینه را صفا باشد ۲
بیقفا روی نیست در خارج
وندر آیینه بیقفا باشد ۳
اندر آیینه هیچ ننماید
که نه آیین شهر ما باشد ۴
در صفا نیست صورت دوری
دوری از ظلمت هوا باشد ۵
این جدایی ز کندی روشست
روش عارفان جدا باشد ۶
از ختایی خطت اگر دویی است
این دوبینی ازین خطا باشد ۷
نشود اوحدی ز مهرش دور
تا ازو ذرهای بجا باشد ۸
که درین درد بیدوا باشد ۱
بنماید ترا، چنانکه تویی
اگر آیینه را صفا باشد ۲
بیقفا روی نیست در خارج
وندر آیینه بیقفا باشد ۳
اندر آیینه هیچ ننماید
که نه آیین شهر ما باشد ۴
در صفا نیست صورت دوری
دوری از ظلمت هوا باشد ۵
این جدایی ز کندی روشست
روش عارفان جدا باشد ۶
از ختایی خطت اگر دویی است
این دوبینی ازین خطا باشد ۷
نشود اوحدی ز مهرش دور
تا ازو ذرهای بجا باشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - دلی که با سر زلف تو آشنا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.