خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این شعر از تجربه‌های عرفانی و روحانی خود سخن می‌گوید. او از مستی و خرابی در خرابات و بتکده‌ها یاد می‌کند و از دیدن روی زیبا و خورشید‌گونه‌ای که او را به وجد آورده است. این تجربه‌ها باعث می‌شود که او از خود و ذاتش فاصله بگیرد و به مقامات بالاتر روحانی دست یابد. در نهایت، شاعر با شخصی به نام اوحدی سخن می‌گوید و از دریای دل او موج‌های کرامات برمی‌خیزد.

مفاهیم عمیق عرفانی و روحانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۳ - پیری که پریرم ز مناجات بر آورد

پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
دی مست و خرابم به خرابات برآورد ۱

یک جرعه به ذات خود ازان بادهٔ صافی
در داد که گرد از من و از ذات بر آورد ۲

در بتکده‌ای برد مرا مست و بدیدم
رویی، که خروش از جگر لات بر آورد ۳

خورشید جبینی، که فروع رخش از دور
چون شعله زد، آشوب ز ذرات بر آورد ۴

چون در شدم، آن قامت رعنا به قیامی
دل را ز مقام و ز مقامات برآورد ۵

چون جان رخ او دید، پس دست گزیدن
انگشت شهادت به تحیات برآورد ۶

با اوحدی از راه کرامت سخنی گفت
وز بحر دلش موج کرامات برآورد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۲ - عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴ - هر کس که در محبت او دم برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.